Habib – Hamraz

دانلود آلبوم حبیب به نام همراز

Habib – Hamraz

تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۹۵ تعداد دانلود :
Habib – Hamraz
جمع امتیازات 4

 

FLAC + Full Covers

CD RIP MP3 320 Kbps

Taraneh Records . Year of Release : 1988

 

 

 

برای خرید آلبوم با کیفیت فلک (FLAC) کلیک کنید.

 

آموزش خرید و دانلود

 

 

MP3 320

 

دانلود یکجا

 

 ۰۱ Hamraz.mp3۱۳٫۲ MBJul-08-16
 ۰۲ Gheseh Mehrabooni.mp3۱۰٫۲ MBJul-08-16
 ۰۳ Beehoseleh.mp3۹٫۴ MBJul-08-16
 ۰۴ Eshgho Zendegi.mp3۸٫۸ MBJul-08-16
 ۰۵ Raz Va Niyaz.mp3۱۳٫۹ MBJul-08-16
 ۰۶ Shirin Shirin.mp3۱۲٫۵ MBJul-08-16
 ۰۷ Sedaye Faryad.mp3۱۴ MBJul-08-16
 ۰۸ Kee Gofteh.mp3۱۱٫۸ MBJul-08-16
 ۰۹ Azizam.mp3۱۳ MBJul-08-16

 

نظرات

نظر farhad
در تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۹۵

lotfan age baraton momkene albumhaye ye ghatreh darya va man o musighi ro az aghaye bijan mortezavi ro ba keifiate CD RIP gharar bedid. merc…paidar bashid

نظر مصطفی
در تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۹۵

موزیک باران عزیز
با این کارات بدجور داری داغ دلمون را تازه می کنی.
تصور اینکه دیگه دیگه آهنگ وآلبومی از حبیب عزیزم در سایتتون نخواهم دید وجودمو به أتیش میکشه.با این درد تلخ چه باید کرد؟

نظر yasin6
در تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۹۵

روحش شاد …..
با تشکر از کیارشخان

نظر حمید
در تاریخ : ۲۰ تیر ۱۳۹۵

روحشون شاد و یادشون گرامی. حبیب عزیز تا ابد در دل ما زنده اس

نظر مصطفی
در تاریخ : ۱۰ مرداد ۱۳۹۵

“حبیب” ِ من !
به همین سادگی ،دلم برایت تنگ می شود.
به سادگی ِ تمام .
آنقدر که فقط کافیست با هر بهانه ای ،
کوتاهترین فکرم را به یاد ِ دیگر نبودنت برسانم.آنقدر که به جنگل شمال بیندیشم و زنده بودنِ تک تک ِ برگ های جنگل های ِ آن دیار سبز را از بوی ِ نفسهای ِ مقدس ِ تو بدانم.
این می شود که به همین راحتی بغض میکنم،بچه میشوم ،اشک در چشمانم حلقه میزند و می گریم.
راستی ! ،
تا یادم نرفته است بنویسم: از وقتی که رفتی نفس هایم را عمیق تر کرده ام،چرا که میدانم تو هم در این خاک ، خاک پاک سرزمینم ایران ، همان که ” ایران بانویش ” میخواندی ,با من همنفس بوده ای .
عمیق تر نفس میکشم تا با هر نفَسَم هوای ِ نفس های ِ به شماره افتاده ات را که در تمام ِآسمانها پراکنده ای به عمق جانم برسانم و با این دلخوشی های ِ ساده ,روزگار تلخ ِ بی تو بودن را صبور باشم .
میخواهم .این بار که به دیدنت آمدم کنار مزارت دانه ای بکارم تا تو را در هیأت ِ درختی به دنیای کوچکم بازگردانم و هر روز و شب در آن خلوتگاه ، با تو حرف بزنم و از دلتنگی های ِ روزهایی ِ پر اندوه ِ فراق با تو بگویم.
با ساقه ی پُر زَخمَت درمی آویزم و آنقدر نوازشت میکنم که تمام خستگی ها ی ِ دنیای ِ گذشته را از یاد ببری.و تو با زبان ِ بی زبانی که سرشار از ناگفته هاست دوباره باز بر سرم سایه ی مهرت را بگسترانی .
ایمان دارم تو دوباره در جهان ِکوچک ِ من خواهی رویید .
اما ،
نگرانم …
نگران از اینکه کسی حرف هایم را باور نکند و مرا دیوانه ای بیش نپندارند آنگاه که آن درخت را به نام ِ “تو” ، به نام “حبیبم” می نامم و گوش های سنگین مردمان ِ عشق ناشناس ، صدایت را نشنوند.
اما ، میدانم هر پرنده ای که برشاخسار تو می نشیند ،از سَر ِ شوق ِ تولد ِ دوباره ی معصومانه ات ، پرده ای از هزار آوای صدای مهربانت را در سرزمین ِ پاک ِ میهنم نغمه ساز می کند و این همان روزی خواهد بود که “حبیب ِ” من ، زنده تر از همه ی ِ زندگان ِ جهان ، حتی برای خدا هم ترانه ی عشق میخواند !
من به این معتقدم.
من به همین سادگی به همه ی این اتفاقات ِخوب معتقدم…

    نظر amir
    در تاریخ : ۲۸ آذر ۱۳۹۵

    دمت گرم.همه چیز رو گفتی.کاش مسشد یه هم هس مثل تورو دید

      نظر مصطفی
      در تاریخ : ۱۰ دی ۱۳۹۵

      فدای تو امیر جان
      فدای تو و تمامی دوستداران حقیقت زندگی
      که یکی از آن حقایق ، “حبیب” بود
      بی شک حبیب از یا دوستدارانش نخواهد رفت.
      از ابراز لطفت که بی آلایش و بی پیرایه بود سپاسگزارم.
      موفق باشی

ورود
عضویت